Translation of "ideative" into Persian

وهمی, خیالی, اندیشه ای are the top translations of "ideative" into Persian.

ideative adjective grammar

Relating to ideation.

+ Add

English-Persian dictionary

  • وهمی

  • خیالی

  • اندیشه ای

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ideative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "ideative" with translations into Persian

  • (گاهنامه ی روم باستان) روز پانزدهم ماه های مارس و می و جولای و اکتبر و روز سیزدهم سایر ماه ها
  • id
    (جانورشناسی) نشان وابستگی به گروه ویژه ای [ephemerid] · (زیست شناسی) ذره · (شیمی) رجوع شود به ide- · (نجوم) شهابی که از استارگان (مجمع الکواکب) بخصوصی می آید [leonid] · (پزشکی) واکنش آزیری (آلرژیک) پوست بدن · اداره ی آگاهی · ایالت آیداهو · جسم [energid] · خردیزه · شناسایی · شناسه · متعلق به · نهاد · هویت · وابسته به · پاریزه
  • ID
    (مخفف : identification) برگه ی شناسایی · شناسه (ID card هم می گویند) · کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)
  • ide
    در پایان بخش دوم برخی نام های دو بخشی می آید [sodium chloride] · در پایان نام ترکیبات وابسته به هم [glucoside] · پسوند: (شیمی)
  • (لاتین) بدین معنی که · به عبارت دیگر · یعنی
  • شناسنامه
  • نهاد، خود، فراخود
  • ID
    (مخفف : identification) برگه ی شناسایی · شناسه (ID card هم می گویند) · کارت هویت (مانند شناسنامه و غیره)
Add

Translations of "ideative" into Persian in sentences, translation memory