Translation of "ignorant" into Persian
نادان, فرناس, جاهل are the top translations of "ignorant" into Persian.
ignorant
adjective
noun
grammar
Unknowledgeable or uneducated; characterized by ignorance. [..]
-
نادان
adjectivecharacterized by ignorance
Stand up when I address you, you ignorant little savage!
وقتی با تو حرف میزنم بلندشو، کوچولوی وحشی نادان!
-
فرناس
adjectivecharacterized by ignorance
-
جاهل
adjectiveWhere people wish to attach, they should always be ignorant.
آدم اگر بخواهد به دیگران نزدیک شود، باید همیشه جاهل باشد.
-
Less frequent translations
- بی اطلاع
- بیسواد
- ناآگاه
- جاهلانه
- ناآموخته
- نافرهیخته
- (با: of) بی خبر
- از روی بی دانشی
- از روی نادانی
- بی دانش
- بی معرفت
- بی هوش
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ignorant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "ignorant" with translations into Persian
-
چشم پوشی کردن
-
(حقوق - به خاطر فقدان دلیل و مدرک کافی) حکم کیفر خواست را رد کردن) · اعتنا نکردن · برسمیت نشناختن · زیرسیبلی رد کردن · محل نگذاشتن به · نادیده انگاشتن · نادیده پنداشتن · نادیده گرفتن · چشمپوشی کردن · کاستن · کم محلی کردن به
-
نادانی سعادت است
-
توسل به نادانی
-
بی خبر
-
بی اطلاعی · بی خبری · بی خردی · بی دانشی · بی معرفتی · جهالت · جهل · فرناس · ناآگاهی · نادانی · ناشناسی · ندانستن
-
بی اطلاعی · بی خبری · بی خردی · بی دانشی · بی معرفتی · جهالت · جهل · فرناس · ناآگاهی · نادانی · ناشناسی · ندانستن
-
(حقوق - به خاطر فقدان دلیل و مدرک کافی) حکم کیفر خواست را رد کردن) · اعتنا نکردن · برسمیت نشناختن · زیرسیبلی رد کردن · محل نگذاشتن به · نادیده انگاشتن · نادیده پنداشتن · نادیده گرفتن · چشمپوشی کردن · کاستن · کم محلی کردن به
Add example
Add