Translation of "illuminate" into Persian
توضیح دادن, روشن کردن, چراغانی کردن are the top translations of "illuminate" into Persian.
illuminate
adjective
verb
noun
grammar
(transitive) to decorate something with lights [..]
-
توضیح دادن
verb -
روشن کردن
verbAnd they use light to illuminate space down there.
و از نور برای روشن کردن آن پایین استفاده می کند.
-
چراغانی کردن
verbThe village was illuminated;
ده را چراغانی کرده بودند؛
-
Less frequent translations
- روشنفکر
- آموزاندن
- آگاهاندن
- اشراقی
- روشندل
- افروختن
- (حروف اول جمله و غیره را با طلا و نقره تزیین کردن) تذهیب کردن
- (قدیمی) مدعی اشراق
- آشکار کردن
- بازنمود کردن
- درخشان ساختن
- درخشان کردن
- روشن بین
- روشن ضمیر
- روشن کردن یا شدن
- روشنایی دادن
- روشنفکر کردن
- روشنگری کردن
- زر آذین کردن
- زنده کردن
- فروزان کردن
- متبلور کردن
- متنور کردن
- مشهور کردن
- مطلع کردن
- منور کردن
- نامدار کردن
- نورآذین کردن
- نورانی کردن
- واضح کردن
- چراغ آذین کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "illuminate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "illuminate" with translations into Persian
-
روشن نما · روشنگر · فروزان
-
(در چراغانی) چراغ · (نسخه های خطی و غیره) تزیین متن · (نورسنجی - شدت نور در سطح معین) مقدار نور · آشکارسازی · تابش · تابناکی · تذهیب · تنویر · توضیح · روشن سازی · روشن کردن · روشنایی · روشنكردن · روشنگری · ریزنگارگری · زرنگاری · مینیاتور · نور · نورآذینی · نورانی سازی · چراغ آذینی · چراغانی
-
گریگور روشنگر
-
(شخص یا چیز) روشن کننده · تذهیب کار · تزیین کننده ی نسخه های خطی و متون · فروغ افکن · نور افکن
-
تزئین شده · چراغان
-
رجوع شود به illumination · روشنایی
-
منورشدنی
-
تذهیب
Add example
Add