Translation of "image" into Persian
نگاره, تصویر, تمثال are the top translations of "image" into Persian.
An optical or other representation of a real object; a graphic; a picture. [..]
-
نگاره
nounmental picture [..]
-
تصویر
noungraphical representation [..]
The image of Grace lifeless on the floor just kept going through my head.
تصویر گریس که بی جان بر کف زمین افتاده بود مدام در ذهنم تکرار میشد.
-
تمثال
nounWhy can man not craft any image worthy of worship?
چرا انسان نمیتواند هیچ تمثال شایستهٔ پرستش بسازد؟
-
Less frequent translations
- تندیس
- نمونه
- صنم
- عکس
- تصوير
- مجسمه
- تصور
- شبیه
- بت
- شمایل
- مظهر
- فرتور
- خاطره
- بازتاب
- توصیف
- پیکره
- نسخه
- پیکر
- پنداره
- کشیدن
- هیکل
- عین
- مجاز
- بیان
- رونوشت
- ایرمان
- تندیسه
- روگرفت
- سپنج
- واتاب
- انگاره
- کپی
- آوازه
- سیما
- مختصر
- شخصی
- (تصویر آینه یا از عدسی و غیره) انعکاس
- (تصویر ذهنی) بینش
- (تصویر شخص در نظر دیگران) وجهه و محبوبیت
- (در ذهن تصویر کردن) در نظر مجسم کردن
- (در فکر) دیدن
- (روانکاوی) آرمان خردسالی
- (مثل آینه) منعکس کردن
- (معانی بیان) استعاره
- اصل ماده
- اندیش دیسه
- بازتاب دادن 3
- بنگاشتن 2
- تصور کردن
- تصویر (ریاضیات)
- تصویر ذهنی
- تصویر کردن
- تندیس کردن 4
- رویایی بودن
- شخصیت ها
- شرح حال
- شکل اولیه
- صورت خیالی
- علاقه داشتن به
- فرتور کردن
- متصور ساختن
- مجسم ساختن
- مجسم کردن
- مظهر چیزی بودن
- نخش گزاری کردن
- نماد (رجوع شود به metaphor و simile)
- نماد (چیزی بودن) 0
- نمونه (ی چیزی) بودن
- نمونه اصلی
- ویرفرتور (imago هم می گویند) 1
- ویرفرتور کردن
- پیش گونه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "image" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"IMAGE" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for IMAGE in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "image"
Phrases similar to "image" with translations into Persian
-
عینا شبیه · کاملا مانند
-
عکس چند جزئی · فرتور موزائیکی (که توسط چندین عدسی پهلوی هم ایجاد می شود)
-
تصویر ذهنی از برند
-
تصویر از خود
-
تصویربرداری راداری
-
تصویر دیجیتالی · تصویر رقومی
-
دستگاه تصویرسازی
-
تجسم · تصور