Translation of "imperator" into Persian

امپراطور, (روم باستان) عنوانی که در آغاز به سپهسالاران و بعدا به امپراتوران داده می شد are the top translations of "imperator" into Persian.

imperator noun grammar

emperor

+ Add

English-Persian dictionary

  • امپراطور

    noun

    Today we celebrate the glory of our beloved imperator

    امروز رو جشن ميگيريم به افتخار امپراطور محبوب ما

  • (روم باستان) عنوانی که در آغاز به سپهسالاران و بعدا به امپراتوران داده می شد

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "imperator" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "imperator" with translations into Persian

  • برنامهنویسی دستوری
  • اصرار · امریت · قوه امره · لحن امر
  • (فلسفه ی کانت) امر مطلق · امر تنجیزی · امر قاطع · حکم مطلق · فرمودمان فریضی
  • (دستور زبان) امری · آمرانه · امر · امری · بایا · بایسته · بایستگی · تحکم · تحکم آمیز · حتمی · دربایست · دستور · ضرورت · ضروری · فرمان · فرمان گونه · قاعده · لزوم · ناچار · ناچاری · ناگزیر · ناگزیری · واجب · وایا · وجه امری
  • امری · وجه امری
  • امرانه · بطور امر
  • امرانه · بطور امر
Add

Translations of "imperator" into Persian in sentences, translation memory