Translation of "impersonator" into Persian
مقلد, بازی کننده سهم کسی در نمایش, شخصیت دهنده are the top translations of "impersonator" into Persian.
impersonator
noun
grammar
One who fraudulently impersonates another person. [..]
-
مقلد
nounImpersonating an Elvis impersonator?
جعل هویت یه مقلد الویس ؟
-
بازی کننده سهم کسی در نمایش
-
شخصیت دهنده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "impersonator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "impersonator" with translations into Persian
-
(به منظور کلاهبرداری یا تفریح و غیره) جعل هویت کردن · (در نمایش و فیلم و غیره) نقش (کسی را) بازی کردن · تجسم، چیزی بودن، یا شدن · تقلید کردن از · تقلید کسی را درآوردن · خود را به جای دیگری جا زدن
-
اتخاذ شخصیت · اعطای شخصیت · ایفای نقش · بازی کردن سهم کسی در نمایش · جعل هویت · کاریکاتور
-
غیربشری کردن · غیرشخصی کردن
-
(دستور زبان) غیرشخصی · (عاری از احساسات و عواطف انسانی) سرد · بی احساسات · بی تشخص · بی عاطفه · بی غرض (انه) · بی نظر (انه) · غیرانسانی · غیرشخصی · فاقد جنبه شخصی · نامربوط به شخص خاصی
-
عدم شخصیت · غیر شخص بودن
-
بطور غیر شخصی
-
(دستور زبان) غیرشخصی · (عاری از احساسات و عواطف انسانی) سرد · بی احساسات · بی تشخص · بی عاطفه · بی غرض (انه) · بی نظر (انه) · غیرانسانی · غیرشخصی · فاقد جنبه شخصی · نامربوط به شخص خاصی
-
بطور غیر شخصی
Add example
Add