Translation of "imping" into Persian
پیوند is the translation of "imping" into Persian.
imping
noun
verb
grammar
The act or process of grafting or mending. [..]
-
پیوند
verb
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "imping" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "imping" with translations into Persian
-
(تعمیر و ترمیم بال یا دم باز شکاری از راه پیوند زدن پر) پرنشانی کردن · (در اصل) جوانه · (در اصل) کودک · (قدیمی) پیوند زدن · افزودن · امری · امپراتوری · اولاد · بالدار کردن · بوزینه · بچه جن · بچه شیطان · بچه ی تخس · بچه ی شر · تخم جن · جن · زیاد کردن · شیطانچه · شیطانک · ضروری · غیرشخصی · فرزند · فرمانی · میمون · ناقص · نوشاخه · وارد کردن (کالا و غیره) · وارد کننده · وصله · پری · پیوند · کودکی بازیگوش و شیطان
-
(تعمیر و ترمیم بال یا دم باز شکاری از راه پیوند زدن پر) پرنشانی کردن · (در اصل) جوانه · (در اصل) کودک · (قدیمی) پیوند زدن · افزودن · امری · امپراتوری · اولاد · بالدار کردن · بوزینه · بچه جن · بچه شیطان · بچه ی تخس · بچه ی شر · تخم جن · جن · زیاد کردن · شیطانچه · شیطانک · ضروری · غیرشخصی · فرزند · فرمانی · میمون · ناقص · نوشاخه · وارد کردن (کالا و غیره) · وارد کننده · وصله · پری · پیوند · کودکی بازیگوش و شیطان
Add example
Add