Translation of "inbound" into Persian
درون, باطنی, درونی are the top translations of "inbound" into Persian.
inbound
adjective
verb
noun
grammar
(basketball) To pass a ball inbounds [..]
-
درون
adjective -
باطنی
adjective -
درونی
adjective
-
Less frequent translations
- رام
- (بسکتبال) توپ را به داخل زمین پراندن
- به طرف داخل
- درون سوی
- رجوع شود به inbounds
- عازم داخل
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "inbound" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "inbound" with translations into Persian
-
لینکی که به صفحهای میشود، لینک ورودی به یک صفحه. اگر سایت Aبه سایت B لینک دهد، لینک از سایت A یک “بک لینک” برای سایت B است.
-
(بسکتبال) وابسته به پراندن توپ به داخل زمین
-
مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
-
لینک به سایت. لینکی که از سایتی دیگر به سایتی خاص داده شده است. لینک ورودی.
-
بازاریابی جاذبه ای · بازاریابی درونگرا · بازاریابی ربایشی
-
(فوتبال امریکایی) رجوع شود به hash line
-
بازاریابی داخلی، بازاریابی رو به درون
Add example
Add