Translation of "included" into Persian
(دارای مادگی و پرچم که کاملا توسطگلبرگ ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر, به حساب آمده, به شمار آمدن (رجوع شود به include) are the top translations of "included" into Persian.
included
adjective
verb
Simple past tense and past participle of include. [..]
-
(دارای مادگی و پرچم که کاملا توسطگلبرگ ها یا نیام احاطه شده است) در خود گیر
-
به حساب آمده
-
به شمار آمدن (رجوع شود به include)
-
Less frequent translations
- شامل شده
- منظور شده
- گنجانده شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "included" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "included" with translations into Persian
-
در بر داشتن · شمول
-
شامل کردنی
-
شامل کردنی
-
احاطه کردن · به حساب آمدن · به شمار آمدن · تضمین کردن · حاوی بودن · دارا بودن · در بر داشتن · درج شدن · درخود داشتن · شامل بودن · شامل شدن · شمردن · فراگیر بودن · قرار دادن · مندرج کردن · پیراگیر بودن
-
اگر ....بشماریم · بضمیمه · شامل · شمول
-
اگر ....بشماریم · بضمیمه · شامل · شمول
-
احاطه کردن · به حساب آمدن · به شمار آمدن · تضمین کردن · حاوی بودن · دارا بودن · در بر داشتن · درج شدن · درخود داشتن · شامل بودن · شامل شدن · شمردن · فراگیر بودن · قرار دادن · مندرج کردن · پیراگیر بودن
-
شامل کردنی
Add example
Add