Translation of "incubator" into Persian
انکوباتور, ماشین جوجه کشی, (دستگاهی که کودک نارس یا میکروب در حال کشت و غیره را در آن قرار می دهند) خسپانگر are the top translations of "incubator" into Persian.
incubator
noun
grammar
(chemistry) Any apparatus used to maintain environmental conditions suitable for a reaction [..]
-
انکوباتور
device used to grow and maintain microbiological cultures or cell cultures
What those in the tech industry might call an " incubator. "
کسایی که توی صنعت تکنولوژی کار می کنن ممکنه بهش بگن انکوباتور
-
ماشین جوجه کشی
noun -
(دستگاهی که کودک نارس یا میکروب در حال کشت و غیره را در آن قرار می دهند) خسپانگر
-
دستگاه جوجهکشی
device simulating avian incubation
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "incubator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "incubator"
Phrases similar to "incubator" with translations into Persian
-
جوجهكشي طبيعي تخم · مرحله کرچی
-
جوجهكشي تخم مصنوعي · جوجهکشی تخم
-
مرکز رشد
-
مراکز رشد علمی و دانشگاهی
-
(اندیشه و طرح و غیره) تکوین یافتن · (تخم یا ترکیزه و غیره را برای جوجه آوری یا تکثیر در محیط مناسب قرار دادن) خسپاندن · (پرنده) روی تخم خوابیدن · جوجه آوردن · خسپانده کردن · در سر پروراندن · هست شدن (به تدریج)
-
عفونت · عفونت متقاطع
-
(اندیشه و طرح و غیره) تکوین · (بیماری) دوران کمون · (در کشت ترکیزه و غیره) خسپش · جوجه آوری · جوجه کشی · روی تخم نشینی (پرنده) · نهانبود · نهفتگی · هستاوری · کمون
-
وابسته بجوجه سازی
Add example
Add