Translation of "indeterminable" into Persian

نامعین, نامعلوم, بی حدو حصر are the top translations of "indeterminable" into Persian.

indeterminable adjective noun grammar

That is incapable of being measured [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نامعین

  • نامعلوم

    And then, after some time, a very indeterminate time, when he had learned and prepared himself

    بعداً پس از مدتی مدتی نامعلوم وقتی خوب یاد گرفت و آمادگی پیدا کرد.

  • بی حدو حصر

    adjective
  • Less frequent translations

    • بی شمار
    • تایید نشدنی
    • تصمیم ناپذیر
    • تعیین نکردنی (یا نشدنی)
    • غیرقابل تصمیم گیری
    • غیرقابل رتق و فتق
    • غیرقابل رسیدگی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "indeterminable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "indeterminable" with translations into Persian

  • بطور نامحدود · بطور نامعلوم · بطورغیر قطعی · بطورنامعین
  • (ناتوانی در تصمیم گیری) بی تصمیمی · بلاتکلیفی · بی ارادگی · حالت بلاتکلیفی · حالت تعلیق · پادر هوایی
  • (جانورشناسی - تقسیم تخم به یکان های متعدد که هر کدام تبدیل به سازواره ی مستقلی می شوند) شکافش بی شمار
  • نامحدودی · نامعلومی · نامقطوعی
  • (گیاه شناسی) رجوع شود به racemose · تعیین نشده · مبهم · مقرر نشده · نامشخص · نامعلوم · نامعین
  • (این فلسفه : اراده ی بشر آزاد است یا لااقل کاملا تابع زنجیره ی علت و معلول نیست) اختیار (در برابر: جبر) · عدم تعیین · نادهنادگرایی
  • (ناتوانی در تصمیم گیری) بی تصمیمی · بلاتکلیفی · بی ارادگی · حالت بلاتکلیفی · حالت تعلیق · پادر هوایی
  • (گیاه شناسی) رجوع شود به racemose · تعیین نشده · مبهم · مقرر نشده · نامشخص · نامعلوم · نامعین
Add

Translations of "indeterminable" into Persian in sentences, translation memory