Translation of "indulge" into Persian
(خود را) برخوردار کردن, (قدیمی) بخشیدن, برآورده کردن are the top translations of "indulge" into Persian.
indulge
verb
grammar
(intransitive), (often followed by "in"): To yield to a temptation or desire. [..]
-
(خود را) برخوردار کردن
-
(قدیمی) بخشیدن
-
برآورده کردن
-
Less frequent translations
- به میل خود رفتار کردن
- به میل کسی رفتار کردن
- دل از عزا در آوردن
- زیاده روی کردن
- سختگیری نکردن
- عطا کردن
- فراوان شدن
- فزونکاری کردن
- لوس کردن
- مسامحه کردن
- مفتخر کردن
- ننر کردن
- نوازش کردن
- واگذار کردن
- گزافکاری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "indulge" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "indulge" with translations into Persian
-
(بازرگانی - تمدید مدت پرداخت صورت حساب یا بدهی و غیره به منظور ابراز لطف) تمدید مدت · (کلیسای کاتولیک) بخشش گناهانی که برای آنها باید کفاره داد یا رسما توبه کرد · (کلیسای کاتولیک) عفو · آسان گیری · آمرزشنامه · ارفاق · اغماض · التفات · امتیاز · با گذشت بسیار (نسبت به کسی) رفتار کردن · بخشش · تسامح · جنون · روی زیادی دادن به · زیاده روی · عفو · فزونکاری · لطف · لوس کردن · نرمی · ننر سازی · گذشت کردن · گزافکاری
-
(کلیسای کاتولیک) بخشودن مجازات گناهکار
-
ازروی اغماض · ازروی گذشت · با مساهله
-
افراط · تسلیم شدن به هوا و هوس های فردی · خودکامگی · خویشکامی · میل گرایی · هوسرانی
-
آزار دادن
-
(بیش از حد) مهربان · آسان گیر · باگذشت · زیاده رو · فزون کار · لوس کننده · ملایم · نرم · گزافکار
Add example
Add