Translation of "inflatable" into Persian

آماهیدنی, باد کردنی, قابل باد کردن are the top translations of "inflatable" into Persian.

inflatable adjective noun grammar

Able to be inflated or blown up. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آماهیدنی

  • باد کردنی

  • قابل باد کردن

    Find me three large inflatable semi rigid craft of the same kind as Zodiac makes.

    برای من سه قایق نیمه سخت قابل باد کردن بزرگ از نوع مارک زودیاک پیدا کن.

  • پف کردنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "inflatable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "inflatable" with translations into Persian

  • تورم
  • (قیمت و پول و ارقام) دچار تورم · آماس کرده · آماسیده · آماهیده · اغراق آمیز · باد شده (یا کرده) · بالابرده · بیشبودی · تورمی · دچار بیشبود · مغرور · پف کرده
  • متورم کننده
  • باد کن · باد کننده · تلمبه باد
  • (پول و قیمت ها) تورم · آماهش · باد (تایر و بادکنک و غیره) · باد کردن · بادکردگی · بیشبود · تورم · تورم (اقتصاد) · جلوه وشکوه · دبدبه · نفخ
  • ضد تورم
  • (از هوا یا گاز و غیره) پر کردن · (بیش از حد معمول) افزودن · (پول و بها) تورم ایجاد کردن · آماهیدن · باد کردن · بالا بردن · خوش روحیه کردن · سربلند کردن · سرحال آوردن · سردماغ آوردن · پف کردن
  • قایق بادی سختتنه
Add

Translations of "inflatable" into Persian in sentences, translation memory