Translation of "informally" into Persian
بدون انجام ایین رسمی, بطور خصوصی, بطور غیر رسمی are the top translations of "informally" into Persian.
informally
adverb
grammar
In an irregular or informal manner; without the usual forms. [..]
-
بدون انجام ایین رسمی
-
بطور خصوصی
-
بطور غیر رسمی
New power values of informal, networked governance.
ارزشهای قدرت نو بطور غیر رسمی، حکومتها را محاط می کنند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "informally" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "informally" with translations into Persian
-
تاعالطا ءاشفا
-
بهره برداری از اطلاعات
-
سیستم اطلاعات بیمارستان
-
(در اصل) شکل درونی دادن به · (علیه کسی) گزارش یا خبر دادن (با: on یا against) · (قدیمی) بی شکل · (مهجور) الهام گرفتن از · (نادر) آموزاندن · (نهاد و ماهیت اصلی چیزی را) سرشتن · آموزش دادن · آگاه کردن · آگاهاندن · اطلاع دادن · اگاهی دادن · باخبر کردن · بی دیس · خبردادن · دروندیس کردن · سرشار بودن از · فراگیر شدن از · لو دادن · متاثر بودن از · مطلع کردن · ملکه کردن · نداد ع الطا · چغلی کردن · گفتن
-
جمع آوری منظم اطلاعات
Add example
Add