Translation of "inhalation" into Persian
استنشاق, دردمیدن, شهیق are the top translations of "inhalation" into Persian.
inhalation
noun
grammar
The substance (medicament) which is inhaled. [..]
-
استنشاق
nounThe serum that keeps the thirst is easy to replicate but inhalers work on a completely different system.
سرمي که جلوي تشنگي رو مي گيره براي توليد راحته ولي استنشاق کننده ها سيستمشون کاملا متفاوته.
-
دردمیدن
-
شهیق
-
Less frequent translations
- در دمش
- دم (تنفس)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "inhalation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "inhalation" with translations into Persian
-
(دود سیگار و غیره) فرو دادن · (دود) قورت دادن · (هوا یا بخار یا هوای آغشته به دارو را به داخل ریه فرو بردن) استنشاق کردن · استشمام کردن · در دمیدن (در برابر: باز دمیدن exhale) · درون دمیدن · شهیق کردن
-
(دارو و غیره) استنشاقی · استنشاق · انفیه، هر دارویی که از راه بینی وارد بدن شود · بو کشیدنی · در دمیدنی · دردمشی · شهیقی · مواد استنشاقی
-
داروهای بیهوشی استنشاقی
-
(دود سیگار و غیره) قورت دهنده · اسپری · افشانه ی دردمشی · دردمشگر · دردمنده · شهیق کشنده · فروبرنده
-
دستگاه افشانگر داروی دردمیدنی (استنشاقی) افشانه ی تنفسی · رجوع شود به respirator
-
(دارو و غیره) استنشاقی · استنشاق · انفیه، هر دارویی که از راه بینی وارد بدن شود · بو کشیدنی · در دمیدنی · دردمشی · شهیقی · مواد استنشاقی
-
(دود سیگار و غیره) فرو دادن · (دود) قورت دادن · (هوا یا بخار یا هوای آغشته به دارو را به داخل ریه فرو بردن) استنشاق کردن · استشمام کردن · در دمیدن (در برابر: باز دمیدن exhale) · درون دمیدن · شهیق کردن
Add example
Add