Translation of "inhibition" into Persian

مهارسازی, بازداري, حیا are the top translations of "inhibition" into Persian.

inhibition noun grammar

the act of inhibiting. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مهارسازی

  • بازداري

    lose their inhibitions, teeter madly

    بازداري خودشان را از دست ميدهند ديوانه وار بالا و پايين ميروند

  • حیا

  • Less frequent translations

    • منع
    • شرم
    • جلوگیری
    • قید
    • بازدار
    • بازداری
    • جلوگیر
    • پابندشدگی
    • بازدارنده
    • کمرویی
    • حجب
    • قدغن
    • (هرچیزی که جلو سخن یا عمل معمولی و آسوده را بگیرد یا انجام آن را مشکل کند) پایبند
    • خویشتن داری
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "inhibition" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "inhibition" with translations into Persian

  • مهارسازی رشد
  • باز دارنده · متضمن جلوگیری · نهی امیز
  • باز دارنده · جلو گیری کننده
  • (از انجام کاری یا احساس چیزی) بازداشتن · (روحا) جلوگیری کردن · (قدیمی) منع کردن · بازداری کردن · خویشتن داری کردن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · پابند کردن
  • آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · آزمونهای خونهمچسبی · تستهای هماگلوتیناسیون
  • (از انجام کاری یا احساس چیزی) بازداشتن · (روحا) جلوگیری کردن · (قدیمی) منع کردن · بازداری کردن · خویشتن داری کردن · قدغن کردن · ممنوع کردن · منع کردن · پابند کردن
Add

Translations of "inhibition" into Persian in sentences, translation memory