Translation of "injectant" into Persian
تزریق is the translation of "injectant" into Persian.
injectant
noun
any solution that is injected (as into the skin)
-
تزریق
nounIt felt like ice water had been injected in my veins.
حس کردم آب یخ به رگهایم تزریق شده است.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "injectant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "injectant" with translations into Persian
-
(آبگونه را با فشار به داخل چیزی راندن) تزریق کردن · تک مضراب زدن · خلانیدن · در جهاندن · درشاندن · درفشاندن · مداخله کردن · میان حرف کسی حرف زدن · میان صحبت کسی پریدن · وارد کردن · پرکردن از · کلام کسی را قطع کردن
-
تزریق کشنده
-
تزریق داخل درخت
-
تزریق بخار به میدان نفتی
-
تزریق
-
(روش شکل دادن به برخی مواد پلاستیکی از راه تزریق پلاستیک گداخته به درون قالب های خیلی سرد) قالب گیری درجهشی · ریخته گری تزریقی · ریختهگری تزریقی
-
استعمال آي.وي · استعمال داخل عضلانی · استعمال داخل وريدي · استعمال زيرجلدي · تزريق داخل عضلاني · تزريق داخل وريدي · تزريق زيرجلدي · تزریق
-
تابع یکبهیک
Add example
Add