Translation of "inlander" into Persian
اهل سرزمین های درونی, درنبوم زی are the top translations of "inlander" into Persian.
inlander
noun
grammar
Someone who lives inland. [..]
-
اهل سرزمین های درونی
-
درنبوم زی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "inlander" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "inlander" with translations into Persian
-
آبهاي درونمرزی آمريكاي جنوبي · آبهای درونبوم آمریکای جنوبی
-
نوکخاری دمپهن
-
(انگلیس) داخلی · (واقع در درون سرزمین و دور از دریا و مرزها) درنبوم · به طرف داخل سرزمین · داخله · درنبوم سوی · درنبومی · درون مرزی · درون کشور · مربوط به داخل کشور
-
راههاي آبي درونمرزی · راههای آبی درونبوم
-
دریای درونبوم
-
آبهاي درونمرزی بينالمللي · آبهای درونبوم بینالمللی
-
حمل و نقل آبي درونمرزي · حمل و نقل آبی درونبوم
-
شیلات آب شيرين · ماهیگیریهای درونبوم
Add example
Add