Translation of "inoculable" into Persian

سرایت پذیر با مایه کوبی, قابل استفاده در مایه کوبی, قابل تلقیح are the top translations of "inoculable" into Persian.

inoculable adjective grammar

Capable of being inoculated. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سرایت پذیر با مایه کوبی

  • قابل استفاده در مایه کوبی

  • قابل تلقیح

  • مایه کوب پذیر

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "inoculable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "inoculable" with translations into Persian

  • ماده تلقیحی
  • (برای ایجاد ایمنی وغیره) مایه کوبی کردن · (در فکر کسی) جایگیر کردن · (زیست شناسی - کشاورزی) ریز سازواره (میکرو ارگانیسم) را برای منظورهای گوناگون وارد خاک یا کشت میکربی و غیره کردن · (مجازی) تلقین کردن · تلقيح كردن · تلقیح کردن · درپیوند کردن · مقاوم کردن · نیوشاندن
  • تلقیح · روشهاي تلقيح
  • (قراردادن ریز سازواره ها (میکرو ارگانیسم ها) در خاک یا کشت میکربی و غیره) در پیوند · تلقیح · روشهاي تلقيح · مایه کوبی
  • تلقیح کننده · تلقیحی
  • تلقيح دانه
  • تلقيح خاك
  • تلقیح کننده · مایه کوب
Add

Translations of "inoculable" into Persian in sentences, translation memory