Translation of "inscribable" into Persian

محاط شدنی, محاط کردنی are the top translations of "inscribable" into Persian.

inscribable adjective grammar

(geometry) That can be inscribed; whose vertices all lie on a sphere. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • محاط شدنی

  • محاط کردنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "inscribable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "inscribable" with translations into Persian

  • دایره محاطی مثلث
  • (در حافظه و غیره به طور پایدار) جایگیر کردن · (روی چیزی نوشتن یا حک کردن با قلم و غیره) اندرنگاشتن · (نام کسی را در فهرست وارد کردن) ثبت نام کردن (رجوع شود به enroll) · (هندسه) محاط کردن · (کتاب و غیره را طی نوشته ی مختصری در یکی از صفحات اول به کسی تقدیم کردن) سپاس نویسی و امضا کردن · برنگاشتن · ثبت نام کردن · جایگزین کردن (رجوع شود به instill) · نامنویسی کردن · نقش كردن · نوشتن
  • (در حافظه و غیره به طور پایدار) جایگیر کردن · (روی چیزی نوشتن یا حک کردن با قلم و غیره) اندرنگاشتن · (نام کسی را در فهرست وارد کردن) ثبت نام کردن (رجوع شود به enroll) · (هندسه) محاط کردن · (کتاب و غیره را طی نوشته ی مختصری در یکی از صفحات اول به کسی تقدیم کردن) سپاس نویسی و امضا کردن · برنگاشتن · ثبت نام کردن · جایگزین کردن (رجوع شود به instill) · نامنویسی کردن · نقش كردن · نوشتن
Add

Translations of "inscribable" into Persian in sentences, translation memory