Translation of "interactive" into Persian
(تلویزیون و ویدئو و غیره : برنامه ای که تماشاگران به راه های مختلف در آن شرکت دارند و می توانند جزئیات آنرا عوض کنند) هم کنشی, (کامپیوتر: وابسته به روشی که مبادله ی اطلاعات میان کامپیوتر و کاربر را میسر می سازد) هم کنشی, برهم کنش ور are the top translations of "interactive" into Persian.
interactive
adjective
noun
grammar
Acting with each other. [..]
-
(تلویزیون و ویدئو و غیره : برنامه ای که تماشاگران به راه های مختلف در آن شرکت دارند و می توانند جزئیات آنرا عوض کنند) هم کنشی
-
(کامپیوتر: وابسته به روشی که مبادله ی اطلاعات میان کامپیوتر و کاربر را میسر می سازد) هم کنشی
-
برهم کنش ور
-
Less frequent translations
- برهم کنشی
- تعاملی
- فعل و انفعالی
- محاوره ای
- هم کنشی
- وابسته به تاثیر متقابل
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "interactive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Interactive
-
تکراری، تکرار شونده
Phrases similar to "interactive" with translations into Persian
-
برهمکنشی غذایی-دارویی
-
طراحی تعامل
-
اندرکنش قوی · نیروی هستهای قوی
-
برهمکنش الکتروضعیف · تعامل الکترو-ضعیف؛ برهم کنش الکترو-کم توان؛
-
بر هم کنش ضعیف · نیروی هستهای ضعیف
-
برهمکنشی ژن · تعامل ژن · روايستايي
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
کنش تعامل پیوسته
Add example
Add