Translation of "interpolator" into Persian
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید is the translation of "interpolator" into Persian.
interpolator
noun
grammar
One who, or that which, interpolates. [..]
-
کسیکه عبارات قلب در کتابی می افزاید
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "interpolator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "interpolator" with translations into Persian
-
جستجوی درونیابی
-
درونیابی
-
استیضاح · اصوات · الحاق · تحریف با عبارات تازه بیگانه · درج · درج عبارات تازه یا بیگانه · درونیابی · مداخله
-
اینترپل · پلیس بین المللی · پلیس بینالملل
-
(با افزودن واژه یا مطلب متن یا کتاب را تغییر دادن یا بزرگتر کردن یا تحریف کردن) افزودن (به متن) · (در مکالمه) وارد شدن · (ریاضی) درون یابی کردن · (میان حرف دیگران) حرف زدن · تحریف کردن · درون افزایی کردن · درون یافتن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · مطلب افزایی کردن · واژ افزایی کردن · گنجاندن
-
اینترپل
Add example
Add