Translation of "interval" into Persian

مدت, فاصله, وقفه are the top translations of "interval" into Persian.

interval noun grammar

A distance in space. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مدت

    noun

    I'm not some film that will change after the interval.

    من فيلم نيستم که بعد از يه مدت عوض بشم.

  • فاصله

    physical quantity; ratio between two sonic frequencies, often measured in cents, a unit derived from the logarithm of the frequency ratio

    At his leisure, he employed the interval in braiding something very carefully in his watches below.

    از سر فرصت این فاصله را در کشیک عرشه زیری به دقت مشغول بافتن چیزی شد.

  • وقفه

    noun

    Caramba! said Nostromo, suddenly, during one of those intervals.

    در خلال یکی از همین وقفهها نوسترومو ناگهان گفت: کارامبا!

  • Less frequent translations

    • بازه
    • مکث
    • بین
    • دانگ
    • تفاوت
    • اندروار
    • دودیواری
    • دورنای
    • میانگاه
    • ناسانی
    • ناهمجوری
    • ناهمسانی
    • پارهخط
    • مسافت
    • (انگلیس) رجوع شود به intermission
    • (ریاضی) بازه
    • (فاصله میان دو نوع یا مرغوبیت یا وضع) فرق
    • (فاصله ی زمانی میان دو چیز به ویژه دو چیز همانند) وقفه
    • (فضا یا فاصله ی میان دو چیز) فاصله
    • (موسیقی) فاصله
    • بازه ای
    • رجوع شود به intervale
    • فاصله ی بسته
    • میان جا
    • میان زمان
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "interval" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Interval
+ Add

English-Persian dictionary

  • فاصله زمانی

    that the interval of time between the two assaults could not have exceeded very many days.

    که فاصله زمانی بین دو شکار از چند روز بیشتر نبوده است.

Phrases similar to "interval" with translations into Persian

  • بازده
  • (موسیقی) مکثی که نیم گام از مکث عادی بلندتر است
  • فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
  • (فاصله ی زمانی میان عبور ماه از یک محل و بر کشند حاصله در همان محل) میان وقت ماه کشندی
  • تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · وفقه برش درخت · وقفه قطع درخت · چرخه الواركني · چرخه قطع درخت
  • بازه ضربان قلب
  • فاصله دو برهزايي · فاصله دو زایمان · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي
  • بسامد برداشت · دفعات برداشت · دفعات برش · وقفههاي برداشت
Add

Translations of "interval" into Persian in sentences, translation memory