Translation of "intoxicated" into Persian

مست, مست شده, از خود بیخود شده are the top translations of "intoxicated" into Persian.

intoxicated adjective verb grammar

Stupefied by alcohol, drunk. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مست

    adjective

    Stupefied by alcohol

    Still, though unknown to hearts intoxicated with purity, nature is always present and will not be forgotten.

    بر غم قلوب مست از طهارت، طبیعت فراموشی ناپذیر همیشه در جای خود برقرار است.

  • مست شده

    adjective

    it was one of the three intoxicated gentlemen.

    این شخص یکی از همانها بود که سیاه مست شده بودند.

  • از خود بیخود شده

  • Less frequent translations

    • خیس
    • دیوانه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "intoxicated" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "intoxicated"

Phrases similar to "intoxicated" with translations into Persian

  • مسمومیت
  • (دارو یا مواد مخدر) از خود بی خود کردن · (پزشکی) مسموم کردن · بالا بردن · به شور وشعف درآوردن · تخدیر کردن · زهرزده کردن · سرمست کردن · سرکیف آوردن · متعال ساختن · مست کردن · نشئه کردن · کرخاندن · گرست کردن
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
  • از خود بیخود کننده · مست کننده · مسکر · کیف دهنده
  • مسمومیت آب
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
  • از خود بیخود کننده · مست کننده · مسکر · کیف دهنده
  • توكسيكوز · خُلرزدگي · زهرخوني · زهرزدگي · زهرزدگی · سرشادی · سرمستی · شور و شعف · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز · مست شدگی · مستی · مسموميت با ماهي · مسمومیت · گرستی
Add

Translations of "intoxicated" into Persian in sentences, translation memory