Translation of "inverter" into Persian
اینورتر, (برق - دستگاه تبدیل برق مستقیم به متناوب) وارون ساز, دروازه وارونگر are the top translations of "inverter" into Persian.
inverter
noun
grammar
something that inverts, or causes inversion [..]
-
اینورتر
electronic device or circuitry that changes direct current (DC) to alternating current (AC)
-
(برق - دستگاه تبدیل برق مستقیم به متناوب) وارون ساز
-
دروازه وارونگر
logic gate implementing negation
-
مبدل جریان مستقیم به جریان متناوب
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "inverter" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "inverter" with translations into Persian
-
(روان پزشکی) همجنس باز · (ریاضی) عکس کردن · (شیمی) دگرگون شده · برگرداندن · دمرو کردن · سرنگون کردن · قلب کردن · معکوس کردن · نگون کردن · نگونسار کردن · هر چیز یا شخص وارون شده · وارون شده · وارون کردن · وارونه کردن · واژگون کردن · پس و پیش کردن · پشت و رو کردن
-
شربت اینورت
-
آينه وارونه
-
(انگلیس) ویرگول (کامای) وارونه · نشان بازگو · نشان نقل قول · گیومه
-
ماتریس وارون
-
رجوع شود به mordent
-
برگرداندنی · قابل قلب · معکوس شدنی · وارونه شدنی
-
(آمیزه ای از دکستروز و لولز که در میوه ها یافت می شود) شکر وارون شده
Add example
Add