Translation of "iodine" into Persian
ید, (داروسازی) ید (آبگونه ی گندزدا), (شیمی) ید (عنصر غیرفلزی از خانواده ی هالوژن ها - شامل بلورهای خاکستری متمایل به سیاه که به صورت بخار بنفش درمی آیند و به عنوان گندزدا کاربرد دارد - نشان آن : I are the top translations of "iodine" into Persian.
iodine
verb
noun
grammar
A chemical element (symbol: I) with an atomic number of 53; one of the halogens. [..]
-
ید
nounelement [..]
The iodine will keep us feeling better until we run out of it.
قرص ید حالمونو بهتر میکنه تا وقتی که دیگه تموم بشه
-
(داروسازی) ید (آبگونه ی گندزدا)
-
(شیمی) ید (عنصر غیرفلزی از خانواده ی هالوژن ها - شامل بلورهای خاکستری متمایل به سیاه که به صورت بخار بنفش درمی آیند و به عنوان گندزدا کاربرد دارد - نشان آن : I
-
Less frequent translations
- نقطه ی جوش : c53481)
- نقطه ی گداز: c7311
- وزن اتمی : 4409/621
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "iodine" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "iodine" with translations into Persian
-
(شیمی) با ید ترکیب کردن · ید زدن به
-
مونوکلرید ید
-
پنتاکسید ید
-
مونوبرمید ید
-
پنتافلوئورید ید
-
تریکلرید ید
-
هپتافلورید ید
-
ایزوتوپهای ید
Add example
Add