Translation of "isoclinal" into Persian
(زمین شناسی : لایه ها یا طبقات که به یک سوی مشابه شیب دارند) هم خواب, (وابسته به خطی که نقاط دارای کشش مغناطیسی را روی نقشه به هم وصل می کند) خط هم آهن ربایی, تک شیب are the top translations of "isoclinal" into Persian.
isoclinal
adjective
noun
grammar
Having equal inclination or dip. [..]
-
(زمین شناسی : لایه ها یا طبقات که به یک سوی مشابه شیب دارند) هم خواب
-
(وابسته به خطی که نقاط دارای کشش مغناطیسی را روی نقشه به هم وصل می کند) خط هم آهن ربایی
-
تک شیب
-
Less frequent translations
- خط هم خواب (isoclinic هم می گویند)
- هم انحراف
- هم شیب
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "isoclinal" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "isoclinal" with translations into Persian
-
(تاقدیس یا ناودیس به هم فشرده که لایه های آن هم سو و هم شیب اند) هم سو - هم شیب
Add example
Add