Translation of "ivy" into Persian

پاپیتال, سن, پیچک are the top translations of "ivy" into Persian.

ivy noun grammar

Any of several woody, climbing, or trailing evergreen plants of the genus Hedera . [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پاپیتال

    noun

    plant

    It was upheld, to some extent, by a thick growth of ivy;

    این برج تا اندازهای در پناه یک بوته پرپشت پاپیتال قرار گرفته بود؛

  • سن

    noun

    plant

    Well, we're proud to meet you folks, said Ivy Wilson.

    ای وی ویل سن گفت: از آشنایی با شما خیلی خوشحالم

  • پیچک

    noun

    This dormitory, owing to its age and ivy covered walls, is full of centipedes.

    ساختمان خوابگاه به خاطر قدیمی بودن دیوارهایش که پوشیده از پیچک است پر از هزارپاست.

  • Less frequent translations

    • پاپتيال
    • عشقه
    • هدرا
    • پاپتیال
    • پاپيتال
    • (امریکا - معمولا I بزرگ) وابسته به دانشگاه های گروه پیچک
    • (گیاه شناسی) چسب آجری
    • آیوی لیگ
    • انواع گیاهان دیوار چسب
    • جنس عشقه
    • دار دوست
    • دیوار چسب (Hedera helix از خانواده ی ginseng که برای پوشاندن دیوار و ساختمان کاشته می شود)
    • چسب دیواری
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ivy" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Ivy proper

A female given name; popular in the UK in the beginning of the 20th century. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • هدرا

Images with "ivy"

Phrases similar to "ivy" with translations into Persian

  • پاپیتال · پیچک
  • رجوع شود به Virginia Creeper
  • (امریکا) نام گروهی از دانشگاه های قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده (از جمله : هاروارد و پرینستون و ییل و کرنل) که با هم اتحادیه ی ورزشی و غیره دارند · آیوی لیگ
  • پاپیتال · پیچک
  • (گیاه شناسی) دار دوست تاکی (گیاه همیشه سبز پیچک دار تزیینی : Cissus incisa)
  • لیگ آیوی عمومی
  • (گیاه شناسی) عشقه ی زهرین · آزردگی و خارش شدید پوست بدن در اثر تماس با این گیاه · پیچک سمی · گزنه ی امریکایی (جنس Rhus به ویژه Rhus radicans از خانواده ی cashew - بومی امریکای شمالی)
  • رجوع شود به Boston ivy
Add

Translations of "ivy" into Persian in sentences, translation memory