Translation of "jacks" into Persian
(با فعل مفرد- بازی کردن : در حین جهاندن توپ به بالا وپایین چیزی را از زمین بر می دارند مثلا چند ریگ را) بازی جکز is the translation of "jacks" into Persian.
jacks
noun
grammar
Plural form of jack. [..]
-
(با فعل مفرد- بازی کردن : در حین جهاندن توپ به بالا وپایین چیزی را از زمین بر می دارند مثلا چند ریگ را) بازی جکز
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jacks" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Jacks
noun
proper
Plural form of Jack. [..]
+
Add translation
Add
"Jacks" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Jacks in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "jacks"
Phrases similar to "jacks" with translations into Persian
-
پنیر مونتری (نیمه سخت و زردفام و با مزه ی ملایم)
-
(اتومبیل و غیره) جک · (استرالیا) پاسبان · (با جک) بلند کردن · (با نور افکن یا مشعل) صید کردن · (برق) پریز · (جانور شناسی) نام کلی انواع ماهی های حاره ای و سیمین رنگ و استخوانی که دم دو شاخه ی آنها دراز و باریک است (از تیره ی Caranagidae) 9 · (در اصل) شاگرد خانه · (در اصل) پسر · (شکار) مشعل یا نوری که برای جلب صید به کار می رود 3 · (قدیمی - خودمانی) پول · (معمولا با: up) جک زدن · (میله ی چوبی که چکش را برای فرود آمدن بر سیم پیانو بلند می کند) خرک پیانو · (نادر) ملوان · (ورق بازی) سرباز (knave هم می گویند) · (کشتیرانی) پرچم سینه ی کشتی 4 · آدم (برای تاکید به کار می رود) · اردکماهی زرهپشت · اسکن 1 · الاغ نر · بالا بردن 6 · بزرگ 8 · بزرگ اندام · جك · جنس نر · جک · خر نر · درشت · رجوع شود به Monterey Jack 2 · رجوع شود به applejack · رجوع شود به bootjack1 · رجوع شود به jackfish 0 · رجوع شود به jackknife · رجوع شود به jackpot · رجوع شود به lumberjack 0 · رجوع شود به smokejack3 · رجوع شود به union jack 5 · رند · سرباز · عمله · فلوس · مامور پلیس · ماهي اسكاد · ماهي ماكرل جك · مرد · ناوی · نره · نره خر (jackass هم می گویند) 6 · نرک 7 · نوکر · هر نوع خرک 5 · هر وسیله ی بلند کردن (در فواصل کم) 4 · پست و حقیر · ژاک 2 · گماشته · گنده
-
بشم · بشمه · سرما ریزه · هوای سرد · یخبندان
-
(گیاه شناسی) باقلای هندی (Canavalia ensiformis گیاه حاره ای از خانواده ی pea که درجنوب ایالات متحده برای خوراک دام و غیره کشت می شود) · باقلاهاي هندي
-
جک لمون
Add example
Add