Translation of "jailed" into Persian

محدود شده is the translation of "jailed" into Persian.

jailed adjective verb

Simple past tense and past participle of jail. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • محدود شده

    adjective
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "jailed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "jailed" with translations into Persian

  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (سابقا در انگلیس) خالی کردن زندان از راه محاکمه ی سریع زندانیان · آزاد کردن زندانیان از راه زور
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
  • (دوران) زندانی · بندیخانه · حبس · در زندان نهادن · زندان · زندان کردن · زندانی بودن · محبس · هلفدان (در انگلیس gaol هم می گویند) (jailhouse هم می گویند)
Add

Translations of "jailed" into Persian in sentences, translation memory