Translation of "jangled" into Persian

جنجال, هیاهو are the top translations of "jangled" into Persian.

jangled verb

Present participle of jangle. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جنجال

    There was continual bickering and jangling.

    مدام کشمکش و جنجال برپا بود.

  • هیاهو

    noun
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "jangled" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "jangled" with translations into Persian

  • غوغا کردن
  • (با سر و صدا بحث و دعوا کردن) داد و هوار کردن · (با صدای خشن و ناموزون گفتن یا خواندن) صدای شکسته · (به ویژه اعصاب) آزردن · (صحبت پر سر و صدا و آزارنده) مشاجره · (صدا) گوشخراش · (صدای ناهنجار کردن مثلا صدای چند ناقوس ناهماهنگ) صدای گوشخراش راه انداختن · با صدای خشن گفتن · جلینگ جلینگ · جلینگ جلینگ کردن · جنجال · جنجال کردن · جیغ ویغ کردن · داد و بیداد · داد و بیداد کردن · دلنگ دلنگ · دلنگ و دلنگ کردن · رنجه داشتن · صدای ناهنجار · صدای ناهنجارایجاد کردن · غوغا · غوغا کردن · قیل و قال · مرافعه کردن · هیاهو
  • (با سر و صدا بحث و دعوا کردن) داد و هوار کردن · (با صدای خشن و ناموزون گفتن یا خواندن) صدای شکسته · (به ویژه اعصاب) آزردن · (صحبت پر سر و صدا و آزارنده) مشاجره · (صدا) گوشخراش · (صدای ناهنجار کردن مثلا صدای چند ناقوس ناهماهنگ) صدای گوشخراش راه انداختن · با صدای خشن گفتن · جلینگ جلینگ · جلینگ جلینگ کردن · جنجال · جنجال کردن · جیغ ویغ کردن · داد و بیداد · داد و بیداد کردن · دلنگ دلنگ · دلنگ و دلنگ کردن · رنجه داشتن · صدای ناهنجار · صدای ناهنجارایجاد کردن · غوغا · غوغا کردن · قیل و قال · مرافعه کردن · هیاهو
Add

Translations of "jangled" into Persian in sentences, translation memory