Translation of "jib" into Persian
جیب, دکل, پرهیزیدن are the top translations of "jib" into Persian.
jib
verb
noun
grammar
(nautical) A triangular staysail set forward of the foremast. In a sloop (see image) the basic jib reaches back roughly to the level of the mast. [..]
-
جیب
nounJib, um, this is Dom we're talking about.
جیب ، این " دام " ـه که باید درموردش صحبت کنیم
-
دکل
Take in the studding sl's and stow the flying jib
سخت بگیرید دکل کوچک را و پایین بکشید طناب را
-
پرهیزیدن
-
Less frequent translations
- چموش
- وقفه
- (از جای خود) جم نخوردن
- (بادبان را) از یک سو به سوی دیگر چرخاندن
- (به ویژه در مورد اسب) یکه خوردن
- (جانور و گاهی انسان) رموک
- (در جرثقیل و غیره) بازویی
- (دکل حفاری و غیره) دیرک
- (کشتی بادبان دار) بادبان سه گوش جلو کشتی
- باز ایستادن
- بازوی متحرک
- بازوی گردان
- بی میلی نشان دادن
- تیر اصلی
- جلو نرفتن
- جهت بادبان های جلوی کشتی را عوض کردن
- خودداری کردن
- رم کردن
- رموک شدن (مثلا به خاطر دیدن چیزی)
- زود رم
- پس کشیدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jib" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "jib"
Phrases similar to "jib" with translations into Persian
-
(دیرک جلو کشتی که به جلو خمیده است و یک سر طناب بادبان های جلوی کشتی به آن وصل است) دیرک سینه (jibboom هم می نویسند)
-
(کشتی بادبان دار) بادبان پیشین (که سه گوشه بوده و در جلو قرار دارد)
Add example
Add