Translation of "jockey" into Persian
سوارکار, گول زدن, راندن are the top translations of "jockey" into Persian.
jockey
verb
noun
grammar
One who rides racehorses competitively. [..]
-
سوارکار
someone who rides horses in horse racing or steeplechase racing
Why is it you never get tall jockeys?
هی رفیق میگم چرا هیچ سوارکار قدبلندی نداریم ؟
-
گول زدن
verb -
راندن
verb
-
Less frequent translations
- راننده
- (امریکا- خودمانی) کسی که با وسیله ی نقلیه یا ابزار یا ماشین به خصوصی کار می کند: ماشینکار
- (در مسابقات اسبدوانی) سوارکاری کردن
- به کار انداختن
- حقه زدن
- خود را در موقعیت مساعد قرار دادن
- دوز و کلک زدن
- شیادی کردن
- ماشین چی
- نیرنگ زدن
- پس و پیش کردن
- چابک سوار
- کالسکه چی (و غیره)
- کامیون چی
- گوش بری کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jockey" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "jockey" with translations into Persian
-
(مردانه و پسرانه) زیر شلواری (کوتاه و کش دار) · شورت
-
(ورزش - خودمانی) بازیکن نیمکت نشین (ذخیره) که تیم مخالف و داوران را هو می کند
-
اسب دوانی · اسب سواری · زرنگی · فریب · نیرنگ
-
(رادیو) مجری برنامه ی موسیقی · دیجی · گزینگر صفحات (یا نوارهای موسیقی که از رادیو پخش می شود و یا در دیسکو و غیره گذاشته می شود)
-
رجوع شود به disc jockey
-
(رادیو) مجری برنامه ی موسیقی · دیجی · گزینگر صفحات (یا نوارهای موسیقی که از رادیو پخش می شود و یا در دیسکو و غیره گذاشته می شود)
Add example
Add