Translation of "jogging" into Persian
جاگینگ, (ورزش) دو (با قدم آهسته), دویدن are the top translations of "jogging" into Persian.
jogging
noun
verb
grammar
Present participle of jog. [..]
-
جاگینگ
form of exercise
-
(ورزش) دو (با قدم آهسته)
-
دویدن
Verb verbTwenty laps, followed by push ups, squats, more jogging.
بیست دور دویدن و بعد شنا روی زمین، کلاغ پر و دوباره دوی آهسته.
-
یورتمه
Dupree nodded his thanks and jog trotted back to the Land Rover.
دو بری با تکان سر تشکر نمود و یورتمه بطرفلندرور بازگشت.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jogging" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "jogging"
Phrases similar to "jogging" with translations into Persian
-
سگ دوانی نمایشی
-
(با آرنج و غیره) زدن به · (با حرکات کوتاه و سنگین) بالا و پایین جستن · (با قدم آهسته) دواندن · (جاده و مسیر و غیره)ناگهان تغییر جهت دادن · (حافظه و غیره) تقویت کردن · (مسیر یا جهت) تغییر تند و ناگهانی · (کمی) جنباندن · با سرعت متوسط رفتن · برآمدگی (به ویژه با زوایای قائمه) · برجستگی · به حرکت (و غیره) ادامه دادن · تکان کوچک · تکان کوچک دادن · خرامیدن · دو (با قدم آهسته) · دویدن · دگرسویی شدید · سکه · سکه زدن · ضربه با آرنج (و غیره) · لقاندن · هل دادن · پیچ تند داشتن · یورتمه · یورتمه رفتن · یکنواخت رفتن
-
انجام آهسته و ملالت آور کاری (به ویژه کاری که تازگی ندارد) · یورتمه ی یکنواخت و آهسته
-
(با آرنج و غیره) زدن به · (با حرکات کوتاه و سنگین) بالا و پایین جستن · (با قدم آهسته) دواندن · (جاده و مسیر و غیره)ناگهان تغییر جهت دادن · (حافظه و غیره) تقویت کردن · (مسیر یا جهت) تغییر تند و ناگهانی · (کمی) جنباندن · با سرعت متوسط رفتن · برآمدگی (به ویژه با زوایای قائمه) · برجستگی · به حرکت (و غیره) ادامه دادن · تکان کوچک · تکان کوچک دادن · خرامیدن · دو (با قدم آهسته) · دویدن · دگرسویی شدید · سکه · سکه زدن · ضربه با آرنج (و غیره) · لقاندن · هل دادن · پیچ تند داشتن · یورتمه · یورتمه رفتن · یکنواخت رفتن
Add example
Add