Translation of "jungled" into Persian
جنگلی, جنگل دار are the top translations of "jungled" into Persian.
jungled
adjective
grammar
Covered by jungle [..]
-
جنگلی
Next, fifty combat blouses, zip fronted and in the same jungle camouflage.
بعد پنجاه بلوز جنگی جلو زیپدار با همان رنگ استتاری جنگلی.
-
جنگل دار
SW: At the zoo we have big cats from the jungle.
س:تو باغ وحش ما گربه های بزرگی از جنگل داريم
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "jungled" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "jungled" with translations into Persian
-
جنگل آسفالت
-
ارزن شاما · اکینوکلوآ کولونا · سوروف برنجي · پانيكوم كولونوم
-
(جانورشناسی) مرغ جنگل (انواع ماکیان جنس Gallus از تیره ی Phasianidae که بومی آسیا بوده و یک نوع هندی آنان به نام Gallus gallus تبار مرغ و خروس خانگی محسوب می شود)
-
(از فارسی یا سانسکریت) · (امریکا - خودمانی) زیستگاه ولگردان و قلندران · (محل رقابت خشونت آمیز یا مبارزه برای بقا) پیکارگاه · (هر مجموعه یا انبوه گیاه و غیره که درهم و برهم باشد) کلاف گوریده · ǧangal · توده ی درهم و برهم · جنگل · جنگل (به ویژه اگر در نواحی حاره باشد و حیوانات درنده داشته باشد) · جنگل مولا · جنگلی · مجموعه ی سردرگم · وحش گاه · گوریدگی
-
لیکوی جنگلی
-
(در پارک ها و بازی گاه های کودکان : چارچوب های به هم پیوسته ی فلزی که بچه ها از آن بالا می روند) آویزگاه جنگلی
-
(پزشکی) تب جنگل (انواع بیماری های نواحی حاره به ویژه مالاریای آسیای جنوب خاوری)
-
مینای جنگلی
Add example
Add