Translation of "justifiable" into Persian

موجه, بهانه بردار, توجیه پذیر are the top translations of "justifiable" into Persian.

justifiable adjective grammar

That can be justified. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • موجه

    Never think that war, no matter how necessary, nor how justified, is not a crime.

    هیچ گاه تصور نکن که جنگ هر چند که ضروری یا موجه باشد، جنایت محسوب نمی گردد.

  • بهانه بردار

  • توجیه پذیر

    The only thing in this moment that I wanted more than to commit a highly justifiable murder, was this girl.

    تنها چیزی که در این لحظه بیش از ارتکاب به قتلی فوقالعاده توجیه پذیر میطلبیدم، این دختر بود.

  • قابل توجیه

    We're totally justified... because we're saving a little girl.

    کارمون کاملاً قابل توجیه ـه چون داریم یه دختر کوچولو رو نجات میدیم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "justifiable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "justifiable" with translations into Persian

  • بطورتوجیه پذیر · بطورقابل تبرئه · چنانکه بتوان توجیه یااثبات نمود
  • (چاپ) فاصله بندی کردن · بخشیدن · برهان آوردن · بهانه آوردن · بی تقصیر اعلام کردن یا نمایاندن · بی گناه اعلام کردن · تضمین کردن · توجیه کردن · دارای مجوز قانونی کردن · دلیل قانونی آوردن · سطرهای صفحه را تنظیم کردن · فرنود آوردن · قضاوت کردن · مبرا دانستن یا نمایاندن · معذرت خواستن · موجه نشان دادن · ویچاردن · پاک کردن · پوزش خواستن · گواهی کردن
  • توجیه کننده
  • هزینه تعدیل شده
  • بحق بودن · بمورد بودن · تبرئه پذیری · توجیه پذیری · حقانیت
  • (چاپ) فاصله بندی کردن · بخشیدن · برهان آوردن · بهانه آوردن · بی تقصیر اعلام کردن یا نمایاندن · بی گناه اعلام کردن · تضمین کردن · توجیه کردن · دارای مجوز قانونی کردن · دلیل قانونی آوردن · سطرهای صفحه را تنظیم کردن · فرنود آوردن · قضاوت کردن · مبرا دانستن یا نمایاندن · معذرت خواستن · موجه نشان دادن · ویچاردن · پاک کردن · پوزش خواستن · گواهی کردن
Add

Translations of "justifiable" into Persian in sentences, translation memory