Translation of "keep" into Persian
حفظ کردن, حفاظت, مانع شدن are the top translations of "keep" into Persian.
keep
verb
noun
grammar
(transitive) to maintain possession of [..]
-
حفظ کردن
verbNow, good men have died to keep what I just told you a secret.
الان ، آدماي خوب مردن بخاطر حفظ کردن اين رازي که به تو گفتم.
-
حفاظت
nounAnd when we've got it, we'll keep it.
و وقتي اونجا رو گرفتيم ، ازش حفاظت مي كنيم
-
مانع شدن
verb
-
Less frequent translations
- نگه داشتن
- داشتن
- نگهداشتن
- خرج
- قلعه
- معاش
- نکردن
- بازداشتن
- محبس
- زندان
- معیشت
- (با فعل : be - عامیانه) در احوال پرسی به کار می رود 4
- (با: from) خودداری کردن
- (با: from) در دعا و آرزو به کار می رود
- (به کاری) ادامه دادن
- (خوراک) تازه باقی ماندن
- ابقا کردن
- ازآن خود داشتن
- ازدست ندادن
- برج دفاعی
- برج قلعه 0
- برجک دفاعی
- توجه کردن از
- حراست کردن
- در حالت به خصوصی نگه داشتن
- درجا یا وضع به خصوصی باقی ماندن
- سیاه چال
- فاسد نشدن 3
- قوت 1
- مالک بودن
- محافظت کردن
- محترم شمردن
- مرتب نوشتن در 2
- مرتبا یادداشت کردن
- نان وپنیر
- نتشاد هگن
- نگاه داشتن
- نگهداری کردن
- پاسداری کردن
- پرورش دادن
- پیروی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "keep" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Keep
-
نگهداری کردن
Images with "keep"
Phrases similar to "keep" with translations into Persian
-
زنبورداری
-
دوره حيات پسبرداشت · ذخيرهپذيري · عمر انباري · عمر گلداني · پايداري انباري · کیفیت نگهداری
-
ادامه دادن
-
بقیه اش مال خودت · بقیه اش مال خودت!
-
ساکت شدن
-
اب ندش اپ مه
-
دوری جستن
-
در حالت آماده باش نگاه داشتن، نگذارد حواسشان پرت شود
Add example
Add