Translation of "knitted" into Persian
بافت, بافته are the top translations of "knitted" into Persian.
knitted
adjective
verb
grammar
Made by knitting or resembling in texture something made by knitting. [..]
-
بافت
Meggie folded her knitting, put it away, got up.
مگی بافت نیش را تا کرد و کنار گذاشت و برخاست.
-
بافته
Meggie folded her knitting, put it away, got up.
مگی بافت نیش را تا کرد و کنار گذاشت و برخاست.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "knitted" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "knitted" with translations into Persian
-
(جبین را) درهم کشیدن · (محلی) گره زدن · (پیشانی را) درهم کشیدن · (ژاکت پشمی و غیره) بافتن · اخم کردن · با گره محکم کردن · بافتن · بافتنی · بافندگی · بافندگی کردن (با دو میله) · جلگه · جوش خوردن یا دادن · دستباف · دستبافی کردن (بافندگی با ماشین یا فرش بافی را می گویند:weaving) · دشت · متحد کردن · هامون · هم باف کردن یا شدن · هم پیوند کردن · همبسته کردن · پارچه یا جامه ی بافته شده (با دو میله) · چروکیدن · کشبافی کردن
-
(پارچه) دو بافتی · دوبافت
-
بافتنی · بافندگی · بافندگی (با دو میله) · جامه ی بافته · دستباف
-
ریز بافت · صمیمی و متحد · همبسته
-
دستبافت (در برابر: ماشینی - hand-knitted هم می گویند)
-
پارچه بافتنی
-
میل بافتنی · میل بافندگی · میله ی بافتنی
-
خوش بافت · قلچماق · قوی هیکل · محکم · کت و کلفت
Add example
Add