Translation of "landing" into Persian
فرود, بارانداز, سرسرا are the top translations of "landing" into Persian.
coming to earth, as of an airplane or any descending object [..]
-
فرود
last part of a flight
We didn't mean to cause an emergency landing, Dave!
ما نميخواستيم دليل يه فرود اضطراري باشيم ديو.
-
بارانداز
We did not find where the northward landing lies.
جای بارانداز شمالی را پیدا نکردیم.
-
سرسرا
nounFrom the window on the landing, she could see the group of men sitting under the arbor
از پنجره سرسرا میتوانست تعدادی از مردان را مشاهده کند که زیر سایه درختان نشسته بودند،
-
Less frequent translations
- بارگیرگاه
- (جنگ) هجوم به ساحل
- (در پیچ یا پایان پلکان) پاگردان
- (هواپیما و غیره - چتر نجات و غیره) فرود
- (کشتی) پهلوگیری
- به زمين نشستن
- رسیدن به خشکی
- محل بارگیری و باراندازی (کشتی)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "landing" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Landing" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Landing in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "landing"
Phrases similar to "landing" with translations into Persian
-
(اقتصاد) منابع طبیعی 0 · (عامیانه) به دست آوردن · (عامیانه) زدن (ضربه و مشت و غیره) · (مجازی) مردم · (کار را) رساندن به · ارض · ارضی · افتادن · اهالی · بر زمین خوردن 2 · بری · به خشکی رسیدن یا رساندن · بوم · تخلیه کردن یا شدن · جهان · خدا · خداوند · خشکی (در برابر: دریا یا آب) · دنیا · دهات · رسیدن به · روستا(ها) (در برابر: شهر) · زمین · زمین [grassland] · زمین کشاورزی · زمینی · سرزمين · عالم · فروآمدن یا آوردن · فرود آوردن 5 · محل [England و dreamland] · مزرعه · ملت · ملک · منجر شدن یا کردن به · مکان · نیمز · وارد شدن یا کردن 3 · کشتزار(ها) · گرفتن 4 · گیر آوردن
-
سرزمین آفتاب تابان
-
یافتن شغل