Translation of "lantern" into Persian
فانوس, لنتر, فارخانه are the top translations of "lantern" into Persian.
lantern
verb
noun
grammar
A case of translucent or transparent material made to protect a flame, or light, used to illuminate its surroundings. [..]
-
فانوس
nouncase of transparent material made to protect a flame, or light [..]
His lantern swung from his tightly clenched hand.
فانوس از دست مشت کرده او تاب میخورد.
-
لنتر
case of transparent material made to protect a flame, or light
Only the solitary and diminishing rows of lanterns could be seen vanishing into the street in the distance.
رشتههای تک افتادههایی از چراغهای لنتر در این کوچهها امتداد مییافت که روشناییشان هرچه دورتر میرفت کمتر میشد.
-
فارخانه
-
Less frequent translations
- فارگاه
- گلدسته
- گنبدک
- نورگیر
- (در فانوس دریایی یا نورافکن دریایی) اتاق بالای برج (که فانوس یانورافکن در آن قرار دارد)
- (قدیمی) رجوع شود به lighthouse
- (معماری : برجستگی گنبد مانند روی بام که اطراف آن باز است و کارش تهویه و نوررسانی است) بادگیر
- رجوع شود به magic lantern
- چراغ بادی (حباب دار و دسته دار و قابل حمل)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lantern" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "lantern"
Phrases similar to "lantern" with translations into Persian
-
(سابقا - دستگاه نشان دادن اسلاید) فانوس جادو · لنتر ماژیک
-
رجوع شود به ignis fatuus
-
فانوس نهان شو(که با بستن دریچه · نور آن از بیرون دیده نمی شود)
-
(گیاه شناسی) درخت فانوس (Crinodendron hookerianum از تیره ی Elaeocarpaceae و راسته ی Malvales که دو لپه ای و بومی نواحی حاره ای امریکای جنوبی است)
-
دنده ی دو صفحه ای
-
فانوس · فانوس کاغذی
-
(محفظه ای که چراغ دستگاه نمایش ((اسلاید)) در آن قرار دارد) فانوس اسلاید
-
فانوس چینی (که از کاغد رنگارنگ درست می شود و می توان آن را تا کرد)
Add example
Add