Translation of "lasting" into Persian
بادوام, ثابت, پایا are the top translations of "lasting" into Persian.
lasting
adjective
noun
verb
grammar
Persisting for an extended period of time. [..]
-
بادوام
adjectiveAble to resist wear, decay.
It is a step that can lead to enjoyable discussions and lasting friendships.
سلام کردن قدمی است که میتواند به گفتگوهای لذّتبخش و دوستیهای بادوام بینجامد.
-
ثابت
adjective nounBut these last months have proved me wrong.
ولي ماه هاي اخير ثابت شد که اشتباه مي کردم.
-
پایا
adjective
-
Less frequent translations
- (قدیمی) طاقت
- استقامت
- دائمی
- دیرند
- ماندنی
- ماندگار
- مستمر
- نوعی پارچه ی با دوام (که در ساختن کفش و کیف کاربرد دارد)
- همیشگی
- پایدار
- پایداری
- پایسته
- پاینده
- پر دوام
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lasting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "lasting"
Phrases similar to "lasting" with translations into Persian
-
(با: out) جان به در بردن · (خوراک و سوخت و غیره) تمام نشدن · (صفت عالی : late) دیرترین · (واحد وزن برابر با حدود 0004 پوند) لست · (کفش) قالب گیری کردن · آخر · آخر همه · آخرین · آخَر · اخیرترین · انتها · انتها 0 · با قالب ساختن · باقی ماندن · بالاترین · بالاخره · بزرگترین · به درازا کشیدن · بیشترین · تاب آوردن · تازه ترین · تحمل کردن · جدیدترین · در آخر · در پایان · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · دون ترین · دون پایه ترین · دیرترین · طول کشیدن · عقب ترین · غیر محتمل ترین · قالب کفاشی · قالب کفش یا چکمه · قبل · نوین ترین · واپسین · پار · پایا بودن · پایان · پایانین · پایستن · پاینده بودن · پس ترین · پست ترین · پسین · پسینه · پیش · پیشین
-
آخرین تبعیدی
-
آخرین نفر
-
آخرین عصر یخبندان
-
خروسخوان
-
شب گذشته
Add example
Add