Translation of "laxative" into Persian

ملین, مسهل, کارکن are the top translations of "laxative" into Persian.

laxative adjective noun grammar

Having the effect of moving the bowels, or aiding digestion and preventing constipation. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ملین

    adjective noun
  • مسهل

  • کارکن

  • Less frequent translations

    • داروی ملین
    • روان کننده
    • ریخن گر
    • شل کننده
    • نرم کننده
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "laxative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "laxative" with translations into Persian

  • تهوعآورها · داروهای معدی-رودهای · صفراآورها · مسهلها · ملينها
  • lax
    (آواشناسی - در مورد واکه هایی مانند e و i : ادا شده درحالی که عضلات آرواره و زبان شل و رها هستند) رها واکه (در برابر: تنیده واکه tense) · (دستگاه گوارشی) تندکار · (مدفوع انسان و حیوان) شل · (مزاج) روان · (گیاه شناسی - خوشه یا کلاله ی گل) ناپرپشت · آسان گیر (در برابر: سخت گیر strict) · بی قید و خیال · ترایمان · حالت اسهالی · دارای لینت · دارای لینت مزاج · ریخن · سست · سست انگار · شل · شل و ول · شلی مدفوع · شکم روش · غیر متراکم · لین · نا هم فشرده · نرم · هر چیز شل یا سست (در برابر سفت و به هم فشرده)
Add

Translations of "laxative" into Persian in sentences, translation memory