Translation of "licensable" into Persian
مجاز, قابل اجازه, پروانه دار are the top translations of "licensable" into Persian.
licensable
adjective
grammar
Capable of being licensed. [..]
-
مجاز
even after the licensed dealer had taken his cut
و حتی بعد از اینکه تاجر مجاز سهم خودش را برمیداشت،
-
قابل اجازه
-
پروانه دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "licensable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "licensable" with translations into Persian
-
اختیارات شاعری · ضرورت شعری
-
پروانه پرستاری · کمک پرستار
-
پروانه حق نشر همگانی
-
کلید محصول برای مجوز چندین نصب
-
)همان هزاجا( همانیهاوگ
-
آزادی زیادی · آزادی عمل · اجازه · اجازه ی رسمی · اذن · افسار گسیختگی · امتیاز رسمی · بخشودگی (از پیروی مقررات و غیره) · برگ رسمی · بی بند و باری جنسی (licence هم می نویسند) 6 - اجازه ی رسمی دادن به · بی بندو باری · بی لگامی · تصدیق · جواز · جواز دادن به · دستور · سواستفاده از آزادی · لچری · لیسانس · مجاز کردن · مجوز · مرخص کردن · معافیت · نارواگری 5 - هرزگی · پته · پروانه · پروانه دادن به · پرگنامه · پرگه · پیروی از هوی و هوس · گواهینامه · گواهینامه دادن به
-
کلید مجوز چندین نصب
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
Add example
Add