Translation of "lift" into Persian
آسانسور, افراشتن, بلند کردن are the top translations of "lift" into Persian.
lift
verb
noun
grammar
(dialectal, chiefly Scottish) air. [..]
-
آسانسور
nounmechanical device for vertically transporting goods or people [..]
It's the lift, it's a series of buttons in the lift.
آسانسور، که مجموعه ای از دکمه ها است.
-
افراشتن
verb -
بلند کردن
verbIt was impossible to disengage him otherwise than by lifting the vehicle off of him.
رهایی دادنش محال بود جز با بلند کردن گاری از طرف بالا.
-
Less frequent translations
- فسخ کردن
- نیروی برا
- کمک
- شادی
- ارتقا
- بالابرنده
- خیزاندن
- ترفیع
- سرحالی
- سرزندگی
- ربودن
- برجستگی
- کندن
- (آسمان) بازشدن 6
- (ارتش) جهت آتش را عوض کردن
- (ارج و رتبه و غیره) ترفیع دادن یا یافتن
- (انگلیسی) آسانسور
- (برای جوان نمایی صورت و غیره) جراحی پلاستیک کردن (رجوع شود به face lifting) 1
- (به ویژه با هواپیما) حمل و نقل کردن
- (خودمانی) دزدیدن
- (دستور یاممنوعیت و غیره را) لغو کردن
- (عمل) بلند کردن
- (فیزیک - هواپیما سازی) خیزش 4
- (معمولا با: up) در هوا بلند کردن
- (مه و غیره) بالا رفتن و ناپدید شدن
- (موقتا) متوقف شدن 7
- (وام اقساطی و غیره) پرداخت کردن 5
- (پیاز یا سیب زمینی وغیره را) از خاک در آوردن
- (کان) پمپ معدن
- ارتقا دادن
- از محاصره دست برداشتن
- باربردار 0
- باطل ساختن
- بالا آمدگی
- بالا بردن
- بالا بردن یا رفتن
- بالابر (در امریکا: elevator)
- بالابری 9
- برطرف شدن
- بلند شدن یا کردن
- بلند شدگی
- بلند کردن آتش 3
- بلند کردن و زمین گذاشتن
- بلندپایه کردن یا شدن
- ترابری 2
- تعطیل کردن
- تپه 2
- تیر اندازی را متوقف کردن
- خنثی کردن
- دزدی ادبی کردن
- رشد پیدا کردن
- زور زدن 4
- سرحال آوردن
- سردماغی 8
- سواری 1
- شاد کردن
- عمل بالا بردن
- عمل کشیدن
- لغو کردن
- کش رفتن 0
- یاری 3
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lift" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Lift
+
Add translation
Add
"Lift" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Lift in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "lift"
Phrases similar to "lift" with translations into Persian
-
کشتی سنگین
-
(به ویژه در مورد ساختمان) · (جراحی پلاستیک برای از بین بردن چین و چروک صورت و برآمدگی غبغب و غیره) کشیدن پوست صورت · تغییر ظاهر · رخ پردازی · رخ کشی · رنگ و روی تازه دادن به · مرمت (بیرون نما) (face lift هم می گویند) · نماسازی · نوسازی نما
-
بالابر مایعات · تلمبه ی چاه · پمپ بالابر
-
بالابرها · بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي
-
هالتر · وزنه برداری
-
(قدیمی) کار شاق · راست برداری (بلند کردن بار به طور مستقیم و بدون کمک ابزار) · کار طاقت فرسا
-
(هواناوی که هم کار هواپیما · هم کار فضا پیما را می کند) هوا- فضا ناو
-
بالا بردن · متعال ساختن
Add example
Add