Translation of "lipped" into Persian

(در مورد تنگ و لگن و غیره) لوله دار (مانند قوری), - لب, دارای لب های بخصوص are the top translations of "lipped" into Persian.

lipped adjective grammar

Having a raised lip. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (در مورد تنگ و لگن و غیره) لوله دار (مانند قوری)

  • - لب

  • دارای لب های بخصوص

  • رجوع شود به labiate

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "lipped" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "lipped" with translations into Persian

  • لب خوانی
  • خاموش · دهان بسته · ساکت · لب فرو بسته · کم حرف · کم گو
  • گراز بدبوی لبسفید
  • lip
    (آن قسمت از ساز بادی مانند فلوت و غیره که در میان دو لب قرارمی گیرد) لبک · (آوا شناسی) لبی · (برای زدن فلوت و غیره) لب ها را برلبگیر قرار دادن · (خودمانی) سخن بی ادبانه · (قدیمی) بوسیدن · (نجوا کنان) گفتن · (هنگام زدن سازهای بادی مانند فلوت) طرز قرار گیری لب ها (embouchure هم می گویند) · (چاقو و ابزار برنده) لبه · (کالبد شناسی) labium · (گیاه شناسی) جام لبسان · آوای لبی (بیشتر می گویند: labial) · برای لب · بل · تیغه · درشتی · زبان درازی · زبانی (ولی نه از ته دل) · زیر لبی حرف زدن · غیر مخلصانه · لب · لب حیوان · لب زدن به · لب لچ · لب مالیدن به · لبه · لبه ی لیوان (و فنجان و غیره) · لبگیر · لبی · لفچ · لنج · نجوا کردن · هر چیز لب مانند: دور زخم · وابسته به لب · کاسه ی لبسان · گلبرگ لبسان
  • (رویان شناسی) لب پشتی (بخشی از blastopore که بعدا در پشت جنین قرار می گیرد)
  • لب زنی · لبزنی
  • لب شتری
  • کل هفته به چیزی لب نزده
Add

Translations of "lipped" into Persian in sentences, translation memory