Translation of "listenable" into Persian

شنودنی, شنیدنی, جالب are the top translations of "listenable" into Persian.

listenable adjective grammar

Pleasant or easy to listen to. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شنودنی

  • شنیدنی

  • جالب

    adjective

    Convenient thing with cell phones, they can be turned into listening devices, as well.

    جالب اينجاست که با موبايل هم ميشه استراق سمع کرد.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "listenable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "listenable" with translations into Persian

  • شنود دوگوشی
  • شنود موثر
  • (ارتش : محل مخفی و نزدیک به خطوط دشمن برای استراق سمع و مشاهده) شنودگاه پنهان · مرکز گردآوری خبرو آگهدادهای محرمانه · پست به گوش
  • اجابت کردن · استماع · استماع کردن · توجه کردن به · شنود · شنیدن · ملاحظه کردن · نیوشیدن · گوش دادن · گوش دادن (یا کردن یا فرا دادن) · گوش فرادهی · گوش کردن · گوشاتو باز کن · گوشیدن
  • استماع · شنوایی · نیوش
  • شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · گوش دهنده
  • شنود فعال
  • اجابت کردن · استماع · استماع کردن · توجه کردن به · شنود · شنیدن · ملاحظه کردن · نیوشیدن · گوش دادن · گوش دادن (یا کردن یا فرا دادن) · گوش فرادهی · گوش کردن · گوشاتو باز کن · گوشیدن
Add

Translations of "listenable" into Persian in sentences, translation memory