Translation of "listing" into Persian

فهرست, کنار, فهرستگری are the top translations of "listing" into Persian.

listing adjective noun verb grammar

asking, as a price of real estate [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فهرست

    noun

    Miss Jaun searches her list of names, then calls the number out to me.

    دوشیزه یا ون فهرست شماره تلفنهایش را میگردد و بعد شمارهای را به من میدهد.

  • کنار

    noun

    And Wald's widow requested that they be listed next to each other.

    و همسر والد درخواست کرد که اسم آنها کنار هم باشد.

  • فهرستگری

  • Less frequent translations

    • جدول
    • تمایل
    • میل
    • سیاهه برداری
    • فهرست نویسی
    • هر چیز وارد شده در فهرست (به ویژه لیست خانه های فروشی که در دفتر معاملات ملکی ثبت شده)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "listing" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Listing
+ Add

English-Persian dictionary

  • فهرست بندی

    In the end, one has a list with which one then can arrange.

    در نهایت میتونیم اون ها رو فهرست بندی کنیم

Phrases similar to "listing" with translations into Persian

  • قرار گرفتن در رتبههای عادی موتور جستجو. موتورهای جستجو سایتهای دیگری را در کنار نتایج عادی خود نشان می-دهند که برای آن هزینه دریافت میکنند. رتبههای عادی موتور جستجو را نمیتوان خرید!
  • (به یک سو) لمیدن · (بورس سهام) سهام یا اوراق بهادار را برای خرید و فروش در بورس پذیرفتن · (رنگ) راه · (فهرست وار) ذکر کردن · (قدیمی) · (قدیمی) گوش کردن (به) · (مهجور) نوار کردن · آرزو · باریکه (به ویژه یک باریکه پارچه) · به جا بودن · تراشه ی چوب (مانند چوب کبریت) · تمایل به یک سو · حاشیه ی پارچه (که قدری ضخیم تر است) · خواست · خواستن · در خور بودن · رجوع شود به list price · رجوع شود به listel · شخم زدن 1 · لمیدگی · مرز · مظنه کردن · میل کردن · کج شدگی · یک ور شدگی
  • فهرست نخستوزیران ایران پس از مشروطه
  • فهرست شیندلر
  • لیست PivotTable
  • فهرست روسای جمهور ترکیه
Add

Translations of "listing" into Persian in sentences, translation memory