Translation of "liveried" into Persian
اونیفورم پوشیده, دارای لباس متحدالشکل are the top translations of "liveried" into Persian.
liveried
adjective
Dressed in livery, uniformed, especially a servant in a servant's uniform or a chauffeur in uniform. [..]
-
اونیفورم پوشیده
-
دارای لباس متحدالشکل
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "liveried" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "liveried" with translations into Persian
-
اصطبل اسب و کالسکه ی کرایه ای · اصطبل که در آن اسب مردم را در مقابل مزد نگهداری می کنند
-
(به ویژه در مورد مستخدم و راننده ولی نه سرباز و افسر) اونیفورم · (حقوق - انگلیس - سابقا) تحویل قانونی ملک به صاحب جدید · جامه ی یکجور · جامه یا ظاهر معمولی شخص · جورجامه · رجوع شود به livery stables · لباس خاص · لباس هرروزی · محل کرایه کردن قایق · مستخدم · مستخدم اونیفورم پوشیده · نجات · نگاهداری اسب و گاری و درشکه برای کرایه · نگاهداری و خوراک دهی اسب دیگران در مقابل پول
-
(انگلیس - سابقا) اتحادیه ی صنفی (که اعضای آن لباس یک جور می پوشیدند)
Add example
Add