Translation of "lobed" into Persian

لپی, نرمدار, (برگ گیاه) برگ بخش دار are the top translations of "lobed" into Persian.

lobed adjective grammar

Having lobes. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • لپی

  • نرمدار

  • (برگ گیاه) برگ بخش دار

  • Less frequent translations

    • برگ لپ دار (مانند برگ چنار)
    • لپ دار
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "lobed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "lobed" with translations into Persian

  • (آنتن تلویزیون وغیره) چنبر · (هر یک از بخش های برگ به شرطی که بریدگی آن تا رگبرگ میانی ادامه نداشته باشد) لپک برگ · (هر یک از بخش های نرمه مانند برخی از اندام مثلا ریه و مغز سر و کبد) لپ · (کالبد شناسی) · آویز · برگ بخش (مانندبرگ بخش های برگ چنار) · برگ لپ · لخته · لپک · نرمه ی گوش (بخش نرم و زیرین لاله ی گوش) (ear lobe هم می گویند) · پرهونک
  • (کالبد شناسی) بخش قدامی مغز (که زیر استخوان پیشانی قرار دارد) · لب پیشانی · لوب پیشانی
  • لوب گیجگاهی
  • نرمه ی گوش · گوشک
  • نرمهٔ گوش
  • لوب پسسری
  • (کالبد شناسی - ساختمان مغز) لوب آهیانه ای · لوب آهیانهای
  • (آنتن تلویزیون وغیره) چنبر · (هر یک از بخش های برگ به شرطی که بریدگی آن تا رگبرگ میانی ادامه نداشته باشد) لپک برگ · (هر یک از بخش های نرمه مانند برخی از اندام مثلا ریه و مغز سر و کبد) لپ · (کالبد شناسی) · آویز · برگ بخش (مانندبرگ بخش های برگ چنار) · برگ لپ · لخته · لپک · نرمه ی گوش (بخش نرم و زیرین لاله ی گوش) (ear lobe هم می گویند) · پرهونک
Add

Translations of "lobed" into Persian in sentences, translation memory