Translation of "longe" into Persian
(با افسار دراز) اسب را آموزش دادن, (در تربیت اسب) افسار دراز (که مربی دردست می گیرد و اسب در دایره ای به دور او می چرخد), به کار بردن افسار دراز (برای آموزش اسب) are the top translations of "longe" into Persian.
longe
verb
noun
grammar
(US) To work a horse in a circle at the end of a long line or rope. [..]
-
(با افسار دراز) اسب را آموزش دادن
-
(در تربیت اسب) افسار دراز (که مربی دردست می گیرد و اسب در دایره ای به دور او می چرخد)
-
به کار بردن افسار دراز (برای آموزش اسب)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "longe" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Longe
+
Add translation
Add
"Longe" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Longe in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "longe" with translations into Persian
-
تلفن راه دور
-
(آوا شناسی) واکه ی بلند · (از) درازا · (اندازه ی لباس) بلند · (بازرگانی) نگهداری سهام یا کالا به انتظار بالا رفتن قیمت ها 0 · (جمع) شلوار بلند · (سخت) آرزو کردن · (عامیانه) دو آوایی (diphthongized) 1 · (فهرست و غیره) پر نام · (قدیم) مناسب بودن · (معانی بیان) دراز آوا · آزگار · از ته دل خواستن · از طول · بافشار 2 · بزرگ · بعید · بلند · بلند (به معنی دراز) · به درازای · به طول · به مقدار زیاد · بُلَند · تا مدتی (یا مدت ها) بعد · خسته کننده · دراز · دراز (در برابر: کوتاه short) · دراز مدت · درازتر (یا طولانی تر) از حد معمول · درخور بودن · دوربرد · دوررس · دیر · دیر زمان · دیرند · دیرپای · دیریاز · دیرین · شنگیدن · طول · طولانی · طولی · طویل · غنج زدن · فراوان · محکم · مخفف : longitude · مدت طولانی · مدید · مفصل · مناسب بودن · موکد · میل داشتن · وافر · ویر گرفتن · ویژه ی قد بلندها 4 · پر جزئیات · پر کشیدن · پرطول · پیش از وقت معینی 3 · کشش دار · کشیده · گنده · یازان
-
پیش بینی بلند مدت
-
کووید مزمن
-
مشتاق مرگ، مرگ طلب
Add example
Add